Bye-bye life
دلم خیلی گرفته . . .
اندازه ی یه آسمون غصه توش جمع شده . . .
یه روزایی هست که دلم می خواد سرمو بذارم تو بغل یه نفر که بوی محبت میده . . .
و با تمام وجودم زار بزنم . . .
یه شبایی هست که می خوام با یکی حرف بزنم . . .
یه وقتایی هست که دلم می خواد یه نفر به حرفام گوش کنه . . .
به حرفام گوش کنه . . .
فقط گوش کنه . . .
برام بزرگتری نکنه . . .
برام از کاراش و تحربه هاش نگه . . .
بکن ، نکن نداشته باشه . . .
به حرفام گوش کنه . . .
فقط گوش کنه . . .
یه وقتایی شده می خوام یه نفر با تمام قدرتش بزنه تو گوشم . . .
و بعدش من تو چشاش ببینم که با عشق این کار و کرده . . .
اونم وقتی اشکم رو می بینه بغلم کنه . . .
یه روزایی هست که از زور دلتنگی و غصه می شینم و تو آینه با خودم حرف می زنم . . .
هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس !
نگو مگه من مردم که تو بی کسی . . .
نه تو نمردی . . .
اما تو هم نمی تونی دردی رو از من درمون کنی . . .
من اونی نیستم که خیلی ها می خوان . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که علی می خواست . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که آرتین می خواد . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که بهراد می خواد . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که علی می خواد . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که محمد می خواست . . .
من اونی نبودم - و نیستم - که فرشاد می خواد . . .
که رضا می خواد . . . که کیوان می خواد . . . که شهرام می خواد . . .
من اینا نیستم . . .
من نمی خوام باشم . . .
نمی خوام کسی باشم که شماها می خوایین . . .
بهتون دروغ نگفتم . . .
شماها همتون بی غیرتین . . .
شماها همتون غیرت رو تو محدود کردن دیدین . . .
این که من کجا میرم . . . کی میام . . . با کی می رم . . .
این که من با کی حرف میزنم . . . چت می کنم . . .
این که کسی منو نبینه . . .
کسی بهم چیزی نگه . . .
و هزار تا بکن، نکن مثل این . . .
هیچ کدومتون یه ذره غیرت نداشتین که بهم بگید چته؟ . . .
که چرا این جوری شدم . . .
که دردم چیه؟ . . .
که چه مرگمه . . .
که چرا بهانه گیر شدم . . .
هیچ کدومتون یه ذره غیرت نداشتین که درمون این دل لعنتی باشید . . .
یه ذره غیرت نداشتین که آرومم کنید . . .
یه ذره غیرت نداشتین که جلوی اشکام رو بگیرید . . .
یه ذره غیرت نداشتین که باورم کنید . . .
همتون این سپید لعنتی رو واسه خودتون می خواستین . . .
نه واسه خودش . . .
نه واسه دلش . .
نه واسه حرفاش . . .
اگه دروغ می گم بگید . . .
همتون بگید . . .
هر کی منو می شناسه بیاد حرف بزنه . . .
هر حرفی می خواد بگه . . .
خودتون رو پنهون نکنید . . .
حرف دلتون ، اون دل خودخواهتون رو بگید . . .
بگید چرا وقتی من خسته شدم . . .
- از زندگی ، از تک تکتون ، از آدما ، از خودم ، از دلم - . . .
نیومدین بگید چته؟ . . .
چرا تنهام گذاشتین؟ . . .
می خواستین بهم یاد بدین روی پای خودم وایسم؟ . . .
می خواستین بهم یاد بدین به کسی متکی نباشم؟ . . .
می خواستین چه غلطی کنید؟ . . .
فقط بهتون می گم این رسمش نیست . . .
همتون می گید عاشقید . . .
این رسم عاشقی نیست . . .
حتی رسم دوستی هم نیست . . .
تا اطلاع ثانوی نمی خوام با هیچ کس حرف بزنم . . .
پس بی خیالم شید . . .
این روزای عجیب بوی مرگ و حس می کنم . . .
گاه مي انديشم،
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا
از كسي مي شنوي، روي تو را
كاشكي مي ديدم .
شانه بالا زدنت را،
- بي قيد -
و تكان دادن دستت كه،
- مهم نيست زياد -
و تكان دادن سر را كه،
- عجيب ! عاقبت مرد ؟
- افسوس !
- كاشكي مي ديدم !
من به خود مي گويم :
« چه كسي باور كرد
« جنگل جان مرا
« آتش عشق تو خاكستر كرد ؟
************
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها،
با تو اكنون چه فراموشيهاست .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد
پ.ن:جمعه . . . ساعت 7 صبح . . .توچال . . .
پ.ن:می بینم صورتمو تو آینه . . .
با لبی خسته می پرسم از خودم . . .
این غریبه کیه ؟ . . .
از من چی می خواد . . .
این به من یا من به اون خیره شدم ؟ . . .
پ.ن: و من تکرار این تکرارم . . .
پ.ن:برف باز هم بايد ببارد . . .
هر چه بيشتر ببارد بهتر است . . .
خيابان ها که سفيد می شد . . .
برای چند ساعتی هم که شده اين کثافت زندگی و انسانیت هم از یادم میره . . .
گور بابای هر کی که از سرما تو خلوت خیابون می میره . . .
مگه نه؟ . . .
پ.ن: خسته ام، خیلی خسته . . .
پ.ن:ديروز يه شانس بزرگ رید به حالم . . .
پ.ن: قاتل جون من شدی . . .
دلم تو خاک اسیر شده . . .
بوسه نزن به خاک من . . .
که دیگه خیلی دیر شده . . .
ببار ببار ای آسمون
حسم انگار تازه مونده
اون نگاه سردت اما
قلب گرمم رو سوزونده
من نگام ساده بود اما
قلب تو ساده ندیدم
چز فریب و حس غربت
من از عشقمون نچیدم
تو نخواستی تا همیشه
قدر بودنو بدونی
سرنوشت ما همین بود
من و تو تنها بموونیم
حالا جز چیک چیک بارون
کسی اینجا آشنا نیست
وقت تلخ رفتنه باز
دیگه اینجا جای ما نیست
من و بارون تو خیابون
داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما
تنها بموونیم
اشک چشمامو می ریزم
پشت پای تو عزیزم
تا شاید یه روز دوباره
عشق و تو چشات بریزم
وقتی که تو پیچ جاده
آخرین نگاتو کردم
دل من یه لحظه لرزید
فکر می کردم برمیگردی
فکر می کردم جای عشقت
کینه تو صدام بمونه
از تو و نگاه آخر
از تو وموندن بخوونه
بعد از اون خدانگهدار
زندگیم تیره و تاره
ولی عشقت تا همیشه
توی سینه ام موندگاره
من و بارون تو خیابون
داریم از فردا می خونیم
که دوباره نکنه ما
تنها بموونیم
جدیداً زیاد به مرگ فکر می کنم . . .
حس خوبی ندارم . . .
انگار دارم واسه خودم زندگی می کنم . . .
توی دنیایی از غم و غربت . . .
خیلی وقته آسمون آبی سیاه شده . . .
کی بود که از تو می نوشت؟
زندگی من و تو رو
با غم و غصه می سرشت؟
با این همه گناه و درد
کی می ره آخرش بهشت؟
ببین ببین که دست من
هر جا رسید از تو می نوشت
میون جاده ها هنوز
گرد مسافرا به جاست
تو شهر تو غریبه ام
غریبه ایی که بی صداست
نفس نفس می خوام
تو رو یه همنفس می خوام
تو شب انتظار تو
برای دل قفس می خوام
اگه تو باشی پیش من
سوت دلای در به در
دوباره خورشید می کشم
رو این شبای بی ثمر
سحر میاد شب سر میشه
درای بسته باز می شه
بهار میاد تو باغمون
برکه ی من دریا میشه
میون جاده ها هنوز
گرد مسافرا به جاست
تو شهر تو غریبه ام
غریبه ایی که بی صداست
نفس نفس می خوام
تو رو یه همنفس می خوام
تو شب انتظار تو
برای دل قفس می خوام
منو ببر ، منو ببر
بریم یه جای بی خطر
یه جا که از تو بشنوم
بگی برام گریه بخر
بگو بگو به من بگو
که من نشستم پشت در
کاش همه چی یه خواب بود . . .
کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاش . . .
قطره های خون از صورتم می چکید . . .
و من هیچ رغبتی نداشتم پاکشون کنم . . .
دهنم شور شده بود . . .
و من خودمو تو آینه نگاه می کردم . . .
رنگ سفید سفید و زیر چشم ها کبود . . .
با چشمایی که می تونستی اشک رو توش پیدا کنی . . .
تصور این که احساست رو خرج چه آدمی کردی . . .
تصور این که اون آدم بهت دست زده باشه . . .
تصور این که اون آدم بهت ابراز علاقه کرده . . .
حالت رو بهم می زنه . . .
داغ می کنی . . .
سرت رو می گیری زیر شیر آب سرد . . .
اما . . .
انگار فایده ایی نداره . . .
فضای خوونه برات سنگینه . . .
لباس می پوشی و می زنی از خونه بیرون . . .
پشت سرت صدای فریاد مامانت رو می شنوی . . .
- داره بارون میاد . . . موهات خیسه . . . مریض میشی . . .
تو دلت می گی به درک . . . می خوام بمیرم . . .
داری با خودت فکر می کنی . . .
چرا؟ . . . چرا ؟ . . . چرا ؟ . . .
سرت رو میاری بالا . . .
خدای من . . .
من کی اومدم این جا . . .
می شینم رو صندلی . . .
با خودم فکر می کردم این دفعه ی سومه که من ناخودآگاه میام این جا . . .
هر وقت حالم بود . . .
هر وقت احساس گندی داشتم . . .
هر وقت دلتنگ می شدم . . .
هر وقت از زندگی خسته می شدم . . .
اما این بار فرق داشت . . .
امروز بارون میومد . . .
امروز اون جا ، اون صندلی خیس بود . . .
خیس خیس . . . سرد سرد . . .
تا شب رو همون صندلی می مونی . . .
تا وقتی که آسمون تاریک میشه . . .
تا وقتی که می ترسی . . .
با کی قسمت کنم این سکوت سرد و
با کی قسمت کنم این دنیای درد و
بی خیال
زندگی بی تو محاله؟ ، دست مرگ و من می گیرم؟
یادته که روز آخر بغض مو نگه نداشتم
تو جواب تلخ بدرود گریه هامو جا گذاشتم
منه تنها رو سپردی به هجوم تیغ غربت
خودت اما پر کشیدی میون تیک تیک ساعت
به تو گفتم نرو برگرد . . . که تو قلب من نشستی
ولی تو با خنده گفتی که دیگه عهد و شکستی
می دونم یه روز دوباره برمی گردی خیلی دیره
میگی حرفات یه دروغ بود، بی صدام دلت می گیره
ولی افسوس که دل من دیگه عاشق نمی مونه
که برای با تو بودن شعر خوشبختی بخوونه
بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو
یادته به من می گفتی که برام فقط تو موندی
حس من مثل یه شعره ، بیت آخر رو تو خوندی
همه حرفایی که گفتی دونه دونه باورم شد
همه اشکی توی چشمام واسه روز آخرم شد
اما تو ساده شکستی ، حرمت هرچی نفس بود
کاشکی تو قصه هات می گفتی دل من برات قفس بود
می دونم یه روز دوباره برمی گردی خیلی دیره
میگی حرفاش یه دورغ بود، بی صدام دلت می گیره
برو و قلب تو بردار که واسه خودت بموونه
توی رویام جا نداری ، بسه حرف عاشقونه
فقط دلم یه نفر رو می خواد
محمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممد
آسمونی جونم کجایی؟

الآن تو کافی نتم ...
از دیشب تا حالا نخوابیدم ...
از دیشب تا همین یه ساعت پیش تو منکرات میدون نیلوفر بودم ...
جرم: مانکن بودن . بد حجابی . توهین به مامور
فقط اومدم یه چیزی بگم به همه ی پلیس های محترم:
کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس ننتون!
فعلاْ
من گیلاسم!
یه هفته پر از عشق بازی . . .
پر از دوست داشتن . . .
پر از خوشحالی . . .
و . . .
پر از خوشبختی . . .
زندگی مشترکی که خیلی لذت بخش بود . . .
چقدر زود گذشت . . .
چقدر تو این چند روز بهانه گیر شده بودم . . .
چقدر تو این چند روز دلم گرفته بود . . .
یه زندگی کوتاه مدت . . .
دلم نمی خواست بره . . .
دیر وقت بود که می خواست برگرده . . .
زنگ زد . . .
رفتم پایین . . .
تو کوچه ی سرد و تاریک روبه روی هم وایساده بودیم . . .
با چشمای پر از اشک نگاش می کردم و تو دلم دعا می کردم که اشکامو نبینه . . .
دلم نمی خواست این دم آخری ناراحت شه . . .

چقدر سخت بود . . .
شاید چند لحظه بیشتر به رفتنش بیشتر نمونده بود . . .
و من می خواستم با خنده بدرقه اش کنم . . .
چقدر سخت بود . . .
این که درست روبه روی کسی وایسی که عاشقانه دوستش داشته باشی . . .
و نخوای اون دلتنگی تو بفهمه . . .
چقدر رفتنش برام سخت بود . . .
یه هفته ای که من باهاش زندگی که نه عشق کردم . . .
چقدر دوری از چشماش برام سخته . . .
چقدر دور بودن ازش برام سخته . . .
لعنتی هنوز بوی عطر تنت روی تنم مونده . . .
لعنتی تمووم وجودم صدات می کنه . . .
بغلش کردم . . .
تمووم تنم یخ زده بود . . .
ضربان قلبش داشت دیوونه ام می کرد . . .
مثل جوجو . . .
سرمو تو دستاش گرفته بود . . .
و می گفت: " دوستت دارم، دوستت دارم." . . .
و من می لرزیدم . . .
خدایا چی می شد . . .
چی میشد اگه همون لحظه دنیا رو نگه می داشتی؟ . . .
خدایا چی میشد . . .
چی میشد اگه این چند روز تمووم نمی شد؟ . . .
ماشین ها رد می شدن و عشق بازی دو تا دیوونه رو وسط خیابون نگاه می کردن . . .
و اون دو تا دیوونه بی خیال به کارشون ادامه می دادن . . .
داغی لباش آتیشم می زد . . .
می دونستم که نفس های منم دیوونه اش میکنه . . .
موقع خداحافظی دیگه نتونستم طاقت بیارم . . .
سریع رفتم تا ریختن اشکام رو نبینه . . .
پشت سرت بارون چشمامو ریختم . . .
شاید زودتر برگردی . . .

پ.ن: آب خوری رستوران هتل ایران رو دوست دارم . . .
پ.ن:یه لیوان شستن 3 ساعت طول می کشه . . .
پ.ن:میشه دستمال کاغذی بیارید؟ . . .
پ.ن:سینما قیام رو دوست دارم . . .
پ.ن:فیلم بی وفا رو دوست دارم . . .
پ.ن:نفهمیدن حتی موضوع فیلم رو دوست دارم . . .
پ.ن:ردیف بالای سینما رو بدون سرخر دوست دارم . . .
پ.ن:گرمای دست تو رو روی بدنم تو این سرما دوست دارم . . .
پ.ن:خیابونمون رو دوست دارم . . .
پ.ن:خرسم رو دوست دارم . . .
پ.ن:پیشی رو دوست دارم . . .
پ.ن:خره رو دوست دارم . . .
پ.ن:تو رو با همه ی دیوونه بازیات دوست دارم . . .
عشق با طعم پرتقال
بوی عطرش توی تمووم وجودم می پیچه . . .
دستاش رو حلقه میکنه دور کمرم . . .
درست همون چیزی که همیشه تصورش رو داشتم . . .
نگاهش آتیشم می زد . . .
داغ داغ شدم . . .
سرم رو آوردم بالا . . .
بهم میگه نگام نکن ته دلم خالی میشه . . .
با ناز بهش می گم یعنی چی؟ . . .
میگه دلم می لرزه . . .
دستام رو میندازم دور گردنش . . .
طعم لباش رو حس می کنم . . .

صدای نفس هام . . .
صدای نفس هاش . . .
همه با هم قاطی میشه . . .
انگار یه کاسه ی داغ پر از علاقه می ریزه رو سرم . . .
دستام از گردنش جدا میشن . . .
و روی سینه اش ثابت می مونه . . .
تمام بدنم بی حس شده . . .
لبامون از هم جدا میشه و . . .
سرم رو می ذارم رو سینه اش . . .
دلم می خواد تا ابد تو همین حالت بمونم . . .
قلبش مثل یه بچه گنجیشک که اسیره تند تند می زنه . . .
با دستاش تمووم بدنم رو حس می کنه . . .
باز نگاهمون گره می خوره . . .
و . . .
من بیشتر خودمو تو بغلش جا می کنم . . .
دلم اسیر شده . . .
من عاشق شدم! . . .
برای آرتینم :
اگر مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد :
زندگي كند ، لذّت ببرد
و نفس بكشد .![]()
عاشقت شدم آی گل بهار ........................
وقتی که گفتی تو رو نمی خوام
باور ندارم که دیگه نیستی
حالا تو رفتی ، من اینجا تنهام
یه شوخی بود یا یه قصه ی تلخ
وقتی که گفتی تو رو نمی خوام
خیال می کردم می خوای بترسم
شاید هنوزم باور نکردم
چشمای گریون دستای خسته
دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات ،چشمای سیات
زنجیر دلت،دستامو بسته
شاید یه حسود چشممون زده
بگو کی ما رو تنهایی دیده
ولی می دونم ، تو آسمونم
قصه ی ما رو یکی شنیده
تو باور نکن هر کی بهت گفت
پیشت می مونم، پیشت می مونم
باور ندارم که دیگه نیستی
تا ته دنیا از تو می خونم
چشمای گریون دستای خسته
دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشمات ،چشمای سیات
زنجیر ذلت،دستامو بسته
پسرک! . . .
در این هیاهوی غریب . . .
دیگه ترانه ای در من نمونده . . .
که به هیات واژه در بیاد . . .
تو هم بعد از من . . .
اوراد بوسه رو تنها واسه کسایی زمزمه کن . . .
که تو تنهایی خودشون . . .
به کودکی خدا قسم می خورند . . . .
پ.ن: از هر چی پیغام گیره متنفرم! . . .
اونم از نوعی که نفهمی چی می گه . . .
اونم تو موقعی که با یه دنیا احساس زنگ می زنی . . .
و می دونی که اون طرف بغل تلفن داره صداتو می شنوه و می خواد بپیچونه . . .
پ.ن:توی دو سه روز هرچی آدم دور و برم بود رو از خودم متنفر کردم . . .
البته از جنس مذکر . . .
پ.ن:آبی رنگ عشقه . . .
حتی اگه چشمای دشمنت هم آبی باشه . . .
پ.ن:مثلاً اومدم بزنم تا آروم شم . . .
سیم دو و سه رو با هم پاره کردم . . .
آخه یکی نیست بگه بلد نیستی کوک کنی چرا دست می زنی . . .
پ.ن:دلم واسه باربد و احسان بدفرم تنگیده . . .
پ.ن:گفته بودم کامنت ها رو می بندم . . .
پ.ن:بستم . . .
پ.ن:اینم فال حافظ ما:
برخاست بوی گل ز در آشتی در آی
ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
حالا منظورش چیه خدا می دونه . . .
با کی آشتی کنم؟ . . .
با کسی که به نیتش فال رو گرفتم؟ . . .
اون که می خواد زجر کشم کنه . . .
پ.ن:راستی احمد آقا من تو پیستم با روزبه و سلیمانی هستم . اون جا به اسم speed منو میشناسن .فکر میکنم تو هم شنیده باشی
تنهاترین واژه من ام . . .
که گاهی . . .
حتی مرگ هم اونو از یاد می بره . . .
گریه نکن پسرک! . . .
می دونم که جاده ها مسافران خسته ی خودشون رو می بلعند . . .
و صدای هق هق بی وقفه ی آسمون . . .
به زودی قلب آتیش گرفته ی منو خاموش می کنه! . . . .
باور کردم! . . .
کسی دیگه وقت دلتنگ شدن رو . . .
برای این همه فاصله نداره . . . .
زندگی ! . . .
تنها . . .
ترنم محزون من بود . . .
نه! . . .
دیگه به فکر لالایی برای تسکین شبای غصه دارم نباش . . .
فقط بیا کنار بهت این پنجره ی تب دار قسم بخور . . .
که هر شب . . .
به جای فاتحه برام . . .
دعای بوسه بفرستی . . . .
ای کاش . . .
اون قدر فقیر نبودیم . . .
تا برای پایمال شدن . . .
چیزی به جز قلب هامون رو . . .
تقدیم سرنوشت می کردیم . . . .
در این هیاهوی غریب . . .
دیگه ترانه ای در من نمانده . . . .
پسرک ! . . .
به ترنم اشکام قسمت می دم که . . .
نذاری کسی هوای بارونی چشمام رو . . .
گریه تعبیر کنه . . . .
پسرک! . . .
تقصیر خودمون بود . . .
خیلی زود بزرگ شدیم . . . .
در تمووم . . .
مدت عمرم شاید تنها گناهم این بود که . . .
از خواب گلها شعر می دزدیدم . . .
تا به نشانی تو پست کنم . . . .
باور نمی کنی . . .
ولی من این جا . . .
این قدر غریبم . . .
که دیگه حتی تو رویای پسرک هم جایی ندارم . . .
وقتی پسرک هم غریبه می شه . . . .
با توام غریبه! . . .
وقتی از کنار شبانه هامون . . .
این قدر بی اعتنا رد میشی . . .
نباید هم بفهمی . . .
که چرا گاهی من هم . . .
دست به دامن ترانه ی گریه میشم . . .
غریبه! . . .
گریه تقدیر من نبود . . .
تو زود سفر کردی! . . .![]()
فقط برای تو که بی خداحافظی ........
سلام عزیز سال های دوری . . .
با معصومیت واژه های سرگردان چه می کنی؟ . . .
رویای تازه ای برای تسکین کابوس ستاره ها داری؟ . . .
داستان نغمه های کودکی ات به کجا رسید؟ . . .
هنوز هم جایی برای من در میان خاطراتت هست یا نه؟ . . .
حال من هم بد نیست . . .
به بهبود مزمن مرگ دچار شده ام . . .
که فقط خدا می دونه . . .
رفتنی ام . . .
یا موندنی . . .
مواظب باش! . . .
این روزها گوشی تلفن رو که برداری
شاید خبر مرگ مرا هم بشنوی . . .
می گویند . . .
نگاه خیس دریا . . .
سرانجام دلتنگی آسمون رو قاب گرفت . . .
و به چارچوب دلش اش کوبید . . . .
این زمین لعنتی! . . .
از لجاجت خودش برای بلعیدن آدمی . . .
دست برنمی داره که نمی داره . . . .
راستی دیگه تو نامه هام . . .
برات هیچ ترانه ای رو زمزمه نمی کنم . . .
فقط یادت باشه . . .
گل های کوچیک پشت پرچین رو ببوسی . . .
که زاده ی گریه های بی وقفه ی . . .
من و آسمون هستند . . .
نمی دونم . . .
ولی شاید من همون مسافر غریبی بودم . . .
که سالها پیش به دست آدم های همین دیار . . .
سنگ سار شدم . . .
از این به بعد نامه هایت رو به شکل یک دعا برایم بفرست . . .
شاید کسی . . .
اون ها رو در دل خروارها سکوت . . .
برایم بازخوانی کنه . . .
از دور می بوسمت . . .
پسرک بی نشان رویاهی شبانه ام . . .
خداحافظ قشنگم!
پ.ن:دیشب ازت خداحافظی نکردم . . . ![]()
پ.ن:فراموش کنید . . .
من هیچ وقت شاعر نبودم . . . .
پ.ن:بگذارید همه باور کنند . . .
که من هم مرده ام . . . .
پ.ن:عروسکی بودم برات که تو بهم نفس ............................................... !
پ.ن:افسوس ! . . .
که ما برای بزرگ شدن . . .
عروسک های زیادی رو به خاک می سپریم. . . .
پ.ن: می ترسم باز هم به گریه محکوم بشم . . .
پ.ن: چیزی به خاک سپاری آخرین ترانه نمونده . . .
اما قول می دم . .
دل هیچ کدومتون از شنیدن این خبر . . .
به لرزه نیفته . . .
خوبیش اینه که . . .
خیلی زود به قاب شکسته ی خالی از خاطره هم میشه عادت کرد . . . .![]()
من دیوونه ام یا تو دیوونه ام کردی؟
همه چیز تمووم شد.
همه چیزهای مسخره تمووم شد
من متاهل شدم![]()

من و آرتین!
تنهای تنها در آسمون آبی
پشت فريادهايی از تنهايی پشت فرياد های آسمون آبی
و خداحافظ آسمون آبی
زير آسمونی از عشق و محبت
دوست داشتن و پرواز ٫ پرواز روی آسمون
مثل پرنده آزاد
اما ديگر تنهای تنهام
تنهای تنها زير آسمونی از دود
زير آسمونی از جنگ
زير آسمونی از نفرت از دنيا
ديگه آسمونی نيست که دستت رو بگيرم و مثل پرنده آزاد باشيم.
ديگه نميتونيم توی نهايت وجد با آهنگ های پينک فلويد آزاد بشيم
آزاد از همه چيز فقط توی دنيای مجازی
دنيايی از لعنت ٫ دنيايی از فرياد های فروخورده ٫ دنيايی از دروغ
دنيايی از دروغ ٫ آسمونی از دروغ
فقط دروغ و دروغ ما رو پرورش داده
فقط ديدن سياه پوستايی که بايد فدای سفيد پوستا بشن ما رو پرورش داده.
فقط عشق های التریکی ما رو از دنیا دور کرده.
دیگه دنیا به بازی ما آدمها در نمیاد بلکه ما اسباب بازی دروغ شديم.
ديگه گرمايی وجود نداره .
و فقط يه رويا باقی مونده
يه رويا از آسمون آبی
نمی دونم خوبه . . . نمی دونم بده . . .
حالا حکایت بلاگ ما همونه . . .
نمی دونم خوبه . . . نمی دونم بده . . .
بدی خوبی از من دیدین حلال کنید . . .
به آرزوهاتون برسید و
پایان
بدون شحر!
یه شب . . . . . . . . .
من دلم بارون می خواست و بارونی در کار نبود . . .
حالا من هی بارون می خواستم . . .
آسمون هم انگار نه انگار . . .
رو تخت دراز کشیده بودم و داشتم ستاره ها رو می شمردم که تلفن زنگ زد . . .
رو صفحه اش اسم اون بود . . .
بعد از سلام و احول پرسی گفت: می دونی این جا چه خبره؟ . . .
گفتم :نه . . .
گفت :داره بارون میاد . . .
گفتم: منم بارون می خوام . . .
گفت:می دونم . . .
راستش داشتم برات یه متنی رو تایپ می کردم که یهو برق رفت . . .
می خواستم برات میل بزنمش . . .
یهو ته دلم لرزید . . .
احساس کردم که صداش می لرزه و می خواد یه چیزی بگه . . .
یه چیزی که واسه هر دومون سخته . . .
سخت که نه وحشتناکه . . .
یه لحظه به عکسش که روی میز بود نگاه کردم . . .
نگاهش به نگاهم گره خورد . . .
گفتم: چی بود؟ . . .
گفت:فردا برو بخوون . . .
گفتم:تا فردا دق می کنم ، بگو . .
گفت: برو بخوون . . .
ناخودآگاه اشکم اومد پایین . . .
گفتم:چرا؟
گفت:چرا چی؟ . . .
احساس کردم که تو صداش خنده بود . . .
یه کم امیدوار شدم . . .
گفتم:خبرت شاده یا دیوونه کننده؟
گفت:چطور؟
گفتم:خوشحالی؟
گفت:نه! . . .
گفتم:بگو! . . .
چیزی نگفت . . .
گفتم:چت شده؟ . . .
گفت: هیچی . . .
گفتم: خدا می دونه چی می خوای برام ای میل کنی که اشکات در اومدن . . .
گفت:سرما خوردم . . .
تو دلم گفتم منم سرما خوردم اما الآن دارم از شنیدن خبر نگفته ات گریه می کنم . . .
و اگه الآن ازم بپرسی می گم آره دارم واسه تو گریه می کنم . . .
گفتم:باز دیوونه بازی در آوردی؟ رفتی زیر بارون؟ . . .
گفت:نه! . . .
گفتم:خط راستمون شده مثلث؟ . . .
گفت:چی؟
گفتم:پای کسی در میونه؟
گفت:نه به خدا پای کسی در میون نیست . . .
گفتم:آخرین باره که زنگ زدی؟ . . .
ساکت موند . . .
تو دلم گفتم لعنتی . . .
بازم بینمون سکوت بود . . .
گفتم:کاری نداری؟ . . .
بازم هیچی نگفت . . .
یه لحظه یه چیزی دیدم . . .
عکس های پاره شده ی اون و خونی که از مچ دست من روش چکه می کرد . . .

گفتم:خداحافظ . . .
رفتم بیرون . . .
مامانم گفت:دعواتون شد؟ . . . چرا گریه می کنی؟ . . .
گفتم:فعلاً ولم کن . . .
تلفن زنگ شد . . .
گفت:چرا قطع کردی؟ . . .
گفتم:خداحافظی کردیم . . .
گفت:بیخود . . . امشب می خوام پیشم باشی . . .
تو دلم گفتم مثل اون موقع ها که می گفتی دلم می خواد بغلت کنم . . .
تلفن خاموش میشه . . .
بعد از دودقیقه باز زنگ می زنه . . .
گفت:چی شد؟ . . .
گفتم:شارژ تمووم شد. . .
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
گفت:
گفتم:
همه ی گفتنی ها خصوصی بودن و با یه بک اسپیس پاک شدن.
گفت:از من دلگیری؟ . . .
گفتم:نه! . . .
گفت:گریه نکن . . .
دوستت دارم . . .
گفتم:امشب هردو یه چیزی فهمیدیم . . .
گفت:چی؟ . . .
گفتم:که چقدر همدیگرو دوست داریم . . .
که اصلاً همدیگرو دوست داریم یا نه؟ . . .
گفت:آره . . .
گفتم:ببین الکی الکی اشک هردومون و در آوردی . . .
گفت:من هروقت آهنگ فدای چشمات رو می شنوم یاد تو می افتم . . .
گفتم:منم این آهنگ رو گوش می کنم یاد تو می افتم . . .
آهنگ رو براش گذاشتم . . .
گفتم:آهنگش جیگیلیه . . . اما خواننده اش هم اسم تو هست . . .
گفت:جدی؟ . . .
گفتم:آره . . .
گفت:نمی خواستم بگم اما فهمیدی . . . از کجا فهمیدی؟ . . .
گفتم:یادته بهت گفتم حست می کنم؟ . . .
همیشه وقتی دو نفر همدیگرو دوست دارن همدیگرو حس می کنن . . .
گفت:آره . . . منم تو رو حس می کنم . . .
وقتی بلاگتو آپ می کنی من احساس می کنم . . .
یا هرچیز دیگه . . .
گفتم:دیدی . . .
گفت:اگه ببینمت .... . . .
گفتم:فکر می کنی . . .
هردو لپمون قرمز میشه . . .
مگه اولین بار که باهم تلفنی حرف زدیم یادت رفته؟ . . .
هردو داشتیم از خجالت آب می شدیم . . .
گفت:اما من می خوام بوست کنم . . .
گفتم:دیوونه ایی . . .
گفت:بوسم کن . . .
گفتم:امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم . . .
گفت:دوستت دارم . . .
گفتم:دیوونه . . .
گفت:دوستت دارم . . .
گفتم:منم دوستت دارم . . .
گفت:برم؟ . . .
گفتم:مواظب خودت باش . . .
گفت: تو هم مواظب خودت باش . . .
![]()
بارون نگاهت اگه تو چشام نباره
قلبم توی سینه ضربه هاشو کم میاره
بارون نگاهت واسه ی من که کویرم
آغاز دوباره است که شاید جون بگیرم
حرفی نمی مونه وقتی بارون نگاهت
پل می زنه بین من و اون چهره ی ماهت
چشماتو نبند روی این قلب گرفتار
بارون نگاهت تو نگاهم بشه تکرار
بارون نگاهت میده معنای دوباره
به شب های سیاهم که مهتاب نداره
چشماتو که با من داره از عشق حکایت
منو پروانه وار پر می ده تا اوج نهایت
Full Defaced
اول از همه روز جهانی قدس رو به تمام مسلمین جهان بخصوص کاربران محترم این وبلاگ تبریک میگم
![]()
![]()
بعدشم بگم که من سپیده نیستم
ولی نیمهّ گم شدشم ![]()
میگم چقد خوبه آدم هر جا که بخواد بتونه بنویسه
این سپیده ۲ هفته میشه که از من خواهش میکنه که وبلاگش رو بزنم و اگه تونستم يه چيزي توش بنويسم. منم گفتم: جونه غرورش رو نشکنم و اين افتخار رو بهش دادم
حالا این که چیزی نیست پسورده ايميل و ايديش رو هم در آوردم
سپيده جان يه كم بيشتر به Security بها بده
كه اين جوري ضايع نشي
امروز من به جاي سپيده جواب كامنت ها رو هم ميدم ![]()
راستي پسورد وبلاگ رو دست نزدم .
اي بابا بعضي ها چقدر دير گير شدن چشماش رو نگا گرد شده
آرتين هستم ديگه ![]()
![]()
![]()
پ.ن: امروز 2 تا از درايو هام اشتباهي فورمت شدن كل اطلاعاتم اونجا بودن + عكس ها و فيلم هاي كه از دسكتاپ گرفته بودم ![]()
پ.ن: آرتين دلم برات خيلي خيلي تنگ شده
كاش الان بودي ![]()
![]()
پ.ن: آرتين هوا را از من بگير اما خنده ات را نه!!
اين رو از ته دل ميگم آآآآ ![]()
پ.ن: اين چيزا رو سپيده ميگه كاره من نيست ![]()
یه روز که خیلی خسته بودم یه فرشته اومد سراغم . . .
گفت :من فرشته ی آرزوها هستم . . .
گفتم: ..... . . .
گفت:یه آرزو کن . . .
گفتم:آرزوهام زیاده.کدومشو بگم؟ . . .
گفت: بزرگترینشو . . .
گفتم:همشون بزرگن . . .
گفت:فکر کن . . .
فکر کردم . . .
هنوز منتظرم که یکی بیاد و بگه :
سلام . من فرشته ی آرزوها هستم . . .
هوس های پاک من
همه اون دوست داشتن ها. . .
همه اون تپیدنها . . .
همه اون عشق بازی ها . . .
همه اون منتظرموندن ها واسه کسی بوده که هیچ احساسی به تو نداشته . . .
اون وقت دنیا رو سرت خراب میشه . . .
زندگی برات مفهومی نداره. . .
تموم زندگیت میشه به اجبار نفس کشیدن و ادامه میدی . . .
تو هم میشی خالی از احساس . . . . . . . . .
اگه یه روز بفهمی که عاشق کسی بودی که معنی عشق نمیدونه. . .
اگه یه روز بفهمی که چشم به راه کسی بودی که حتی یه لحظه هم حاظر نیست منتظرت بمونه . . .
اگه یه روز بفهمی دلت واسه کسی تپیده که حتی یه ذره جا تو دلش واست نذاشته . . .
همه این دیوونه بازی ها . . .
همه اون دوست داشتن ها . . .
همه اون تپیدنها . . .
همه اون عشق بازی ها . . .
همه اون منتظرموندن ها واسه کسی بوده که هیچ احساسی به تو نداشته . . .
اون وقت دنیا رو سرت خراب میشه . . .
زندگی برات مفهومی نداره. . .
تموم زندگیت میشه به اجبار نفس کشیدن و ادامه میدی . . .
تو هم میشی خاطره . . .
دقیقاً یک سال پیش چنین روزی بود که تو بیمارستان چشمامو باز کردم . . .
دقیقاً یک سال پیش چنین روزی بود که به هوش اومدم . . .
دقیقاً یک سال از روزی می گذره که من دوباره متولد شدم . . .
امروز درست یک ساله و چهار ماهه و چند روزه که ندیدمت . . .
امروز درست یک ساله و چهار ماهه و چند روزه که . . . . . . . . .
خیلی سخته یک سال و چهارماه و چندروز خودت نباشی . . .
که یه آدم آهنی بد باشی . . .
که یه مرده ی متحرک باشی . . .
که خودت نباشی . . .
امشب قدره . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب به آرزوهات می رسی . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب خدا با بنده هاش حرف می زنه . . .
میگن(شاید فقط میگن!)که امشب خدا یه برگ برنده به همه میده . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب همه مون تو خدا حل میشیم . . .
میگن(شاید فقط میگن!) که امشب ما همه مون بخشیده می شیم . . .
میگن امشب قدره . . .
خلوت تو و خدا و یه آسمون بی دریغ . . .
پارسال شب قدر من تو بیمارستان بودم . . .
می گن من همون موقع ها به هوش اومدم . . .
می گن خودکشی گناهه . . .
اما من به خاطر پاکی رفتم . . .
و خدا به خاطر پاکی بخشید . . .
خدا یه نگاهم به من کرد . . .
من بخشیده شدم! . . .
به همین راحتی ! . . .
پ.ن: آهنگ بلاگم رو براتون می ذارم اینجا .
قشنگه. . .
پ.ن:بیاین امشب،فقط یه امشب،برای همه ی آدما دعا کنیم. . .
پ.ن:دوست بلاگ نویسی دارم که نوشته هاش خیلی شبیه منه . . .
نوشته ها هم تاثیر مستقیمی از فکر و روح آدما داره . . .
دیدن بلاگش ضرر نداره . . .
------> بدبختی ذاتی <-------

